رشيد الدين فضل الله همدانى
30
جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )
بگشود و اردن با جميع بلاد شام فتح كرد . و در اين وقت ، خطيب مدينه ابو مسلم علوى بود . و امير آنجا ، در موسم مكه ، خطبه با نام المعز لدين اللّه كرد و علويان ، و از نام مطيع عباسى و قرامطه منقطع . و در مصر و جوامع ابن طولون و عمرو بن العاص و جميع مساجد و معابد ، در اذان مؤذن حىّ على خير العمل افزود ، و جميع اعمال مصر اين حال مستمر شد . و تبر ، امير تنّيس « 1 » ، اظهار نفاق و خلاف كرد ؛ او را بگرفتند و از جسر در آويختند تا بمرد ؛ و پوستش سلخ كردند و به قطن بياكنده صلب كردند . و ابو سعيد ، والى حصار يانس « 2 » ، و خطيب معروف « به ابى زيد بصرى » « 3 » و ابو الحسن عمران اديب ، به تهمت نقلى كه از ايشان كردند ، كشته شدند . و همچنين ، ابن هيج « 4 » به مصر مخالفت كرد ؛ او را مقيد و محبوس كردند تا بمرد ؛ و پوستش سلخ كردند و صلب كردند . و زعيم مقدّم قرامطه 17 با جماعتى قرمطيان به شام رفت ، به دست جعفر بن فلاح گرفتار شد و در وقعهء دمشق كشته شد . پسرش با بقاياى قرامطه عزم كرد ؛ جوهر او را بگرفت و بكشت و قرامطه منهزم به شام گريختند . و از اينجا مىتوان دانست كه قرامطه نه از اتباع اسماعيل بودهاند ؛ بل طايفهاى على حده به انفراد بودهاند . و عباسيان و دوستداران ايشان ، از غايت عداوت ، با اسماعيليان نسبت كرده كه ايشان بيشتر كارها خلاف شرع و عقل كردهاند ، چون برداشتن حجر الأسود از كعبه و ديگر كارهاى مذموم ملوم . و در اين سال ، ابو خرز زناتى « 5 » با گروهى برابره به افريقيه خروج كرد . المعز لدين اللّه به نفس خويش متوجه ايشان شد ؛ به مدينهء باغايه « 6 » ملتقى شدند . ابو خرز چون صدمان و سطوات لشكر المعز لدين اللّه بديد ، بگريخت و در آن كوهستان متوارى گشت . عاقبت ، ناچار پيش المعز لدين اللّه آمد و به خلعتهاى فاخر معزّيه مشرف شد . و دعوت علويان در جملهء بلاد و ديار ملك منتشر شد .
--> ( 1 ) . ص : و تبر امير سيس ؛ مجمع د : ندارد ؛ مجمع م : و امير سيس ؛ اتعاظ الحنفا ، 168 : و فى المحرم انفذ تبر الاخشيدى من تنيس . ( 2 ) . ص و جمع د : نامش ؛ مجمع م : باسش ؛ زبده : نامس ؛ اتعاظ الحنفا ، ص 181 : و فيها مات ابو سعيد يانس احد قواد الاخشيدية فى المحرم و قتل تبر القائد ابو الحسن نفسه بسكين الدواة فى شهر ربيع الاخر فسلخه القائد جوهر و صلبه عند المنظر حتى مزقه الرماح . ( 3 ) . مجمع د : النصيرى . ( 4 ) . ص و مجمع م و د : ابن مهيج ؛ زبدة ابن هيج ؛ اتعاظ الحنفا ص 183 - 184 : و خرج عبد العزيز بن هيج الكلابى بالصعيد . ( 5 ) . ص : ابو حررزناتى ( بى نقطه ) ؛ مجمع م : ابو حرر زمانى ؛ مجمع د : ابو حر زناتى ؛ الكامل فى التّاريخ ( ج 8 ، ص 215 ) ذيل حوادث سال 358 : ابو خرز زناتى . ( 6 ) . ص : باعيا ؛ مجمع م : باعباسيان ؛ زبده : باغايا ؛ مجمع د ندارد .